جوانی
 
قالب وبلاگ
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

[ 93/08/24 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
برایم دعا کنید

[ 93/08/12 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
هزارتا ترانه هزارتا سکوت ... واسه گفتنِ حسِ من کافی نیست
سرِ این قرارِ خیالی اگه ... یه جا تا ابد وایسم الافی نیست

[ 93/08/11 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود 

گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود 

گاهی بساط عیش خودش جور میشود 

گاهی دگر تهیه بدستور میشود 

گه جور میشود خود آن بی مقدمه 

گه با دو صد مقدمه ناجور میشود 

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است 

گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود 

گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست 

گاهی تمام شهر گدای تو میشود 

گاهی برای خنده دلم تنگ میشود 

گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود 

گاهی تمام آبی این آسمان ما 

یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود 

گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود 

از هرچه زندگیست دلت سیر میشود 

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت 

گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود 

کاری ندارم کجایی چه میکنی 

بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

[ 93/07/24 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
پاییز فصل رقم خوردن شیرین ترین و زیباترین رخدادهای زندگی من در دو دهه گذشته بود.فصل شروع جدید یک زندگی، فصل شنیدن موسیقی های نو ، فصل آشنایی با دوستان جدید،خواندن کتابهای عاشقانه و شعرهای نو...

پاییز فصل رویش من

پادشاه فصل ها پاییز

[ 93/07/24 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
دیروز سرکلاس حقوق بین الملل اقتصادی بحث رفتن به ژنو و سازمان تجارت جهانی پیش آمد. چیزی که میخوام بگم اینه که سفر این هم در این شرایط هم میتونه مثمرثمرباشه وهم برای تجربه مفید فایده.شاید برای رسیدن ب هدفم به ابزاری مثل این سفرها احتیاج داشته باشم.اما یک مشکل....

[ 93/07/24 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
به خواب در نرود چشم بخت من همه عمر 

گرش به خواب ببینم که در کنار من است

[ 93/07/20 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
از علی  ع همین بس که از قوم قریش و قبیله بنی هاشم و شجاع ترین مرد زمان.

خوشحالم ک از سیره اویم.

[ 93/07/20 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
دلم سيگار مي خواهد
[ 93/07/03 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
34 واحد يعني مي تونم؟ دانشگاه رو هم ادامه ميدم. اگه بشه عالي ميشه. اطرافيا گير دادن زن بگير. بدون عشق؟ خدا قدرت پاكي
[ 93/07/03 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
سر كلاس 2 عدد مرد چيني، 2 عدد مرد هندي، 4 نفربر تركيه اي :-)، يك آذربايجاني، من و برادرم.
استاد محترم مانده بود با چه زباني درس صرف كه شناخت كلمات عربي ست را به ياد بدهد. بهترين راه زبان اشاره بود. حالا صندلي ها جاي خود را به كلمات عربي داده اند. قَوَلَ چگونه شده است قالَ؟ همانگونه كه صندلي شده است نيمكت.

[ 93/06/22 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
اسم تو براي من مقدسه 
.
باورم كن كه فقط باور تو مي تونه قفل قفس رو بشكنه

[ 93/06/07 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
به مناسبت شروع چهارمين سالگرد وبم

 

 

گرد گردا گرد مي گردد جهان 

گرد هم جمعيم امشب دوستان

از براي گردسال اين بِلگ ها

مي نويسم اين دوبيت جاودان

 

 

شعر من.
 

[ 93/06/05 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
معتاد شده ام
معتاد دوري تو 
معتاد چهره تو در انحناي دود سيگارم
وقتي كه چهره ات در ميان حلقه هاي سر به آسمان نهاده،
مقابل چشمان خمارم يكي يكي مي رقصند؛
و اين آغاز و پايان نبودن توست
عشق من يعني بي نهايت
بي نهايت من يعني عشق
و اين تنها آغاز است
آغازي بدون پايان
و همچنان به سوي آسمان مي روي
بزرگتر و بزرگتر
تو بي نهايت مي شوي،
من زمين
و اين تنها آغاز است.

 

 

شعر من

[ 93/05/31 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
25

[ 93/05/25 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
بر پشت بام ساختمان بلندي در شهر كابل ايستاده بودم؛ سيگار كمل در دست راست؛ چاي سبز در دست چب.

به امشب فكر مي كردم امشبي كه اينجا نشسته ام. يك سال از آن شب مي گذرد. من قدم برداشتم نگران اما

محكم. و حالا به آن چيزي كه مي خواستم رسيده ام. احساس غرور مي كنم اما هنوز نگرانم. يك سال گذشت

كمآوردم گاهي، بر خواستم، نشستم، دوباره بلند شدم. سخت بود سالي سخت؛ مي دانم تو پشت سرم

ايستاده اي به تو تكيه مي كنم و هدايتم كن.

اين بار محكمتر دستم را بگير بلندم كن طوري كه ديگر به زمين ننشينم.

هرچند من گناه كارم اما تو دعاي من در حق دوستانم و كساني كه دوستشان دارم را اجابت كن.

[ 93/05/24 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
 

ورود به چهارمين سالگرد وبم نويد از ادامه نوشتن مي دهد.
باشد كه نوع نويسندگي ام عوض شود. آمين

حالا كه براي 10 الي 15 سال ديگه ايران موندني شدم
تصميم دارم سفرهاي خارجي رو شروع كنم.

فقط كمي مانده تا سحر.

[ 93/05/16 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
حالا ديگه ديد ديد نمي زنم.

 

 

ﻣﻦ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﺸﯽ

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ

[ 93/05/16 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
من عاشق يك زن مغرورم

زني كه خيلي هم زيبا نيست

زني كه مثل كوه سرسخته

اوني كه مثلش توي دنيا نيست

واسه رسيدن بهش بايد

دروازه قلبشو فاتح شد

يه مرد رويايي شد و رفت و

با زني رويايي مواجه شد

بايد براش جنگيد و ثابت كرد

ميشه زن و با عشق به دست آورد

زنونگي هاشو شكست داد و

مردونه ايستاد و دلش رو برد

[ 93/05/16 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
گپي گپي مره ديلمه خياله آتا هه گجه سه توجكو بنايا گيا هه مره ليه
[ 93/05/15 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
جالبه بدونيد

جالبه بدونيد حكمت طلبه شده رفته حوزه علميه (تصور عمامه و عبا و قبا واسه خودم خيلي خنده داره :) )

جالبه بدونيد دو ترم با دكترا فاصله دارم و دارم ميزارمش كنار كه برم حوزه. شايدم نزاشتم كنار. كي ميدونه؟

جالبه بدونيد هميشه ميام وبلاگم پست بزارم اما وقتي مخاطبم نيست سرد ميشم و ميرم.

جالبه بدونيد هنوز خواب ديدن هام ادامه داره.

جالبه بدونيد من لاغر تر از هميشه ولي پر انرژي تر از هميشه دارم ادامه ميدم.

اعتراف نامه:

من يك طلبه عاشق

 

[ 93/05/11 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
نه خوشحالم نه غمگين فقط هستم
[ 93/02/02 ] [ ] [ حکمت ] [ ]


تا به در و ديوارش تازه كنم عهد قديم

گاه از كوچه معشوقه خود مي گذرم!

[ 93/01/12 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
سال پرهياهويي بود.
سال... دارم.

[ 92/12/23 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
روز مهندسين مبارك!
خودمو ميگم خخخخخخخ
[ 92/12/04 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
 همه انتظار داستان جديدي از من دارند
و من انتظار ديدن تورا...
دوباره عود كرده نديدنت!
[ 92/11/07 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
به سر مي دوم رو به خانه تو كه شايد بيابم نشانه تو
فتاده ز پا خسته آمده ام كه سر بگذارم به شانه تو
[ 92/11/05 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
دوباره ...

[ 92/11/05 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
نمي دونم چرا جديدا توي هيچ چارچوبي جا نميشم!

تمام سقف ها آزارم ميدن، و دوباره دلم هواي تو را دارد.


[ 92/11/02 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
30 مرداد ماه امسال انقدر خوابيدم كه همه فكر مي كردند تا به حال در تمام طول عمرم نخوابيده ام!
راجب پست آن ماه مي نويسم
الان انقدر دلم براي آن خواب ها تنگ شده است كه لحظه ها را ميشمارم براي خواب!
درس و درس و درس ... كار و كار و كار.

[ 92/09/20 ] [ ] [ حکمت ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اینجا منم و جوانی ام
بیایید لحظاتمان را با هم قسمت کنیم.

(برداشت شعر و داستان با
ذکر نام نویسنده بلامانع است)
امکانات وب